2.1.4.5. عقل و دانش در مسیر تهذیب25
2.1.4.6. استاد و راهنما در تهذیب25
2.1.4.7. اخلاص در تهذیب25
2.1.4.8. عوامل دیگر25
2.1.5. موانع تهذیب نفس26

2.1.5.1. گناه26
2.1.5.2. خودخواهی و حبّ نفس26
2.1.5.3. حبّ دنیا26
2.1.5.4. ظلم و ستم27
2.1.5.5. خشم و غضب28
2.1.5.6. موانع دیگر28
2.1.6. نتایج و آثار تهذیب نفس28
2.1.6.1. آرامش روحی و روانی28
2.1.6.2. حال خوش28
2.1.6.3. یقین28
2.1.6.4. قرب و خشنودی خدا28
2.2. معرفی کتاب وظایف قلوب “الهدایه الی فرائض القلوب”29
2.2.1. تاریخ نگارش وظایف قلوب29
2.2.2. هدف کتاب وظایف قلوب29
2.2.3. تمایز کتاب وظایف قلوب از سایر کتب اخلاقی31
2.2.4. ساختار کتاب وظایف قلوب31
2.2.5. شیو? ترتیب منازل در وظایف قلوب32
2.2.6. غایت تهذیب اخلاق در وظایف قلوب33
روش عرفانی/ فلسفی در وظایف قلوب33
2.3. معرفی کتاب “اوصاف الاشراف”35
2.3.1. معرفی اوصاف الاشراف35
2.3.2. پیشین? اوصاف الاشراف36
2.3.3. تفاوت “اخلاق ناصری” با “اوصاف الاشراف”38
2.3.4. علّت تألیف اوصاف الاشراف از نگاه دیگران44
2.3.5. آثار مثبت اوصاف الاشراف46
2.3.6. تعداد و ترتیب منازل یا مقامات در اوصاف الاشراف46
2.3.7. منزل، مقام و درج? اهل سلوک در اوصاف الاشراف47
فصل سوم: تهذیب اخلاق از منظر ابن‌پقوده49
3.1. معرّفی نمایند? اخلاق یهودی در این پژوهش (بحیّه ابن‌پقوده)50
3.1.1. زندگی بحیّه ابن‌پقوده50
3.1.2. آثار ابن‌پقوده50
3.1.3. محتوای “وظایف قلوب”51
3.1.4. وظایف انسان از دیدگاه ابن‌پقوده51
3.1.5. علّت تألیف رساله از زبان مولّف51
3.1.6. علت نامگذاری کتاب از نگاه پژوهشگران52
3.1.7. شناخت وحدانیّت خدا در اندیش? ابن‌پقوده52
3.1.8. طبیعت و وظیف? انسان53
3.1.9. رابط? عقل و شریعت در اندیش? ابن‌پقوده53
3.1.10. نیّت قبل از وظایف قلب54
3.2. تهذیب اخلاق از منظر ابن‌پقوده54
فصل چهارم: تهذیب اخلاق از منظر خواجه نصیرالدین طوسی58
4.1. معرفی نماینده اخلاق اسلامی در این پژوهش (خواجه نصیرالدین طوسی)59
4.1.1. اساتید خواجه60
4.1.2. خواجه نصیر در قلاع اسماعیلیّه60
4.1.2. خواجه نصیر در دربار مغولان62
4.1.4. فعالیت‌های علمی خواجه نصیر63
4.1.5. شاگردان خواجه نصیر65
4.1.6. آثار خواجه نصیر66
4.2. تهذیب اخلاق از منظر خواجه68
فصل پنجم: بررسی تطبیقی شیوه‌های مشترک سلوک در تهذیب نفس از نگاه دو اندیشمند71
5.1. تطبیق و مقایس? دو کتاب73
5.2. تطبیق و مقایس? دو نویسنده75
5.3. بررسی تطبیقی تهذیب اخلاق در دو اثر (اوصاف الاشراف و وظایف قلوب)77
5.3.1. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر طوسی در باب توحید78
5.3.1.1. دیدگاه ابن‌پقوده در باب توحید78
5.3.1.2. دیدگاه خواجه نصیر در باب توحید80
5.3.1.2.1. اتحّاد از نظر خواجه نصیر80
5.3.1.2.2. وحدت از نگاه خواجه نصیر81
5.3.2. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر در باب اطاعت و فرمان برداری از خدا82
5.3.2.1. دیدگاه ابن‌پقوده در باب اطاعت82
5.3.2.2. دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی در باب تسلیم (اطاعت)89
5.3.3. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر در باب توکّل90
5.3.3.1. دیدگاه ابن‌پقوده در باب توکّل 90
5.3.3.2. دیدگاه‌های خواجه نصیر دربار? توکّل92
5.4.1. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر در باب اخلاص100
5.4.1.1. دیدگاه ابن‌پقوده در باب اخلاص100
5.4.1.2. دیدگاه خواجه نصیر دربار? اخلاص104
5.5.1. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر دربار? توبه105
5.5.1.1. دیدگاه ابن‌پقوده دربار? توبه105
5.5.1.2. دیدگاه خواجه نصیر طوسی دربار? توبه112
5.3.6. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه در باب محاسب? نفس117
5.3.6.1. دیدگاه ابن‌پقوده دربار? محاسب? نفس117
5.3.6.2. دیدگاه خواجه نصیر در باب محاسب? نفس119
5.3.7. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر در باب زهد121
5.3.7.1. دیدگاه ابن‌پقوده در باب زهد121
5.3.7.2. دیدگاه خواجه نصیر در باب زهد126
5.3.8. دیدگاه‌های ابن‌پقوده و خواجه نصیر در باب محبّت و دوستی خدا127
5.3.8.1. دیدگاه ابن‌پقوده در باب محبّت127
5.3.8.2. دیدگاه خواجه نصیر در باب محبّت130
نتیجه‌‌گیری134
پی نوشت‌ها135
منابع و مآخذ146
الف) منابع فارسی146
ب) منابع عربی147
ج) منابع انگلیسی148

نکاتی چند دربار? تطبیق و مقایس? “وظایف قلوب” و “اوصاف الاشراف”
1. “وظایف قلوب” (با عنوان اصلی: الهدایه الی فرائض القلوب)؛ کتابی است بسیار ارزشمند، پربار و خواندنی که ابن‌پقوده برای گردآوری و نقل مطالب آن از منابع معتبر یهودی و غیریهودی به ویژه منابع اسلامی بهره برده است. “اوصاف الاشراف”، اثر خواجه نصیرالدین طوسی است که در نهایت ایجاز و اختصار تألیف شده است و منابع آن صرفاً اسلامی و با رویکردی شیعی است. معضل مشترک این دو اثر – اوصاف الاشراف و وظایف قلوب- نقل قول‌های بدون ذکر نام گوینده است که هرچند در عصر این دو نویسنده امری معمول و مرسوم بوده است، امروزه، آن را سرقت ادبی یا Plagiarism گفته می‌نامند. بنابراین زمان زیادی برای یافتن سند احادیث و عباراتی از این دست صرف شد.
2. ابن‌پقوده کتاب خود را “وظایف قلوب” مینامد و تأکید میکند که پیشینیان نسبت به وظایف قلب، کم‌توجهی نشان داده و بیش‌تر به “وظایف جوارح” در انجام وظایف شرعی نظیر نماز و روزه و سایر احکام پرداخته‌اند؛ اما، او مؤمنان را در کتاب خود به وظایف قلب که همان “وظایف جوانح” است، توجه داده است.1
با این حال کتاب “وظایف قلوب”، در پارهای بخشها از نگاه جامع خود دور شده است و ویژگی یهودی تأکید بر شریعت به روشنی در آن هویداست حتی در پاره‌ای مباحث، احکام شرعی تأکید و نمود بیش‌تری نسبت به اصول تهذیب اخلاق دارند.
اما “اوصاف الاشراف” خواجه نصیر زبانی شبه فلسفی دارد، و در پرداختن به منازل و مقامات سیر و سلوک و تهذیب نفس یکپارچگی و یکدست است و اثری از مباحث فقهی (شرعی) در آن نمی‌بینیم.
3. “وظایف قلوب” ترکیبی از اصول و مبانی اخلاقی/ عرفانی دو دین ابراهیمی یهودیت و اسلام است؛ اما “اوصاف الاشراف” ویژگی‌هایی صرفاً اسلامی و با رویکردی شیعی دارد.
4. ابن‌پقوده در پاره‌ای موارد در نقل مطالب و احادیث پیامبر اسلام9و حضرت علی7، از واژه‌های “بَعضُ الصّالِحین” و “بَعضُ الأفَاضِل”، استفاده کرده است؛ امّا در مواردی نیز این روایات را بدون ذکر مشخصات گوینده، رأساً بیان میکند؛ گویی سخن نقل شده از خود اوست.
وی در باب توبه، شرایط چهارگان? توبه را چنین بیان می‌کند:2
“… و أمّا حُدود التّوبه فَأربعهٌ أوّلُها النّدم عَلی مَا سَلف له من الذّنوب و الثّانی التّرک و الإقلاع عنهما و الثّالث الإقرار بها و الاستغفار عنها و الرّابع الضّمان من نفسه الّایعود.”
این عبارت، حدیثی است از امام علی7 که می‌فرماید:
“التّوبه علی اربعه دعائم: ندمٌ بالقلب، و استغفار بالّلسان، و عملٌ بالجوارح؛ و عزمٌ أن لایعود.” 3
5. ابن‌پقوده در نقل قول از شخصیت‌های دینی از اصطلاحات خاصی بهره می‌برد تا شخصیت‌های یهودی و غیریهودی را از یکدیگر متمایز نشان دهد؛ وی در ارجاع به پیامبر اسلام حضرت محمد9و حتی پیامبران غیریهودی همچون حضرت عیسی،74 از واژه “صالح” (و قیل بعض الصالحین…)5 و دربار? ائمه معصوم: از واژه “فاضل” (قیل بعض الافاضل… قال بعض الافاضل…)6 استفاده کرده است. این در حالی است که درباره شخصیت‌های هم‌کیش خود از عباراتی همچون “مولا”، “ولی” و “حکیم” (و قال مولانا… و قال الولی… و کقول الحکیم…) بهره برده است.
6. از کتاب ابن‌پقوده با دو عنوان یاد شده است: “الهدایه الی فرائض القلوب” که خود ابن‌پقوده خود برای کتاب برگزیده است؛ و “وظایف قلوب”، نامی که مترجمان پس از او بر این اثر نهاده‌اند.
در این تحقیق از هر دو عنوان استفاده شده است. اما کتاب خواجه نصیرالدین طوسی جز “اوصاف الاشراف”، عنوان دیگری ندارد.
7. نسخه‌های متعددی از هر دو کتاب در دست است؛ اما در این پژوهش، صرفاً از نسخه‌های زیر استفاده شده است:
* “الهدایه الی فرائض القلوب” نسخه مشهور چاپ بریل؛ این نسخه را دکتر ابراهیم سالم بن بنیامین یهودا استاد فلسفه و زبان‌های شرقی در برلین از روی اصل نسخه‌های خطی موجود در آکسفورد انگلستان، پاریس و پترزبورگ، با اضافه کردن مقدمه و حواشی به زیور طبع آراسته است.
مشخصات کتابشناختی “الهدایه الی فرائض القلوب” از این قرار است:
ابن‌پقودا، یحیی بن یوسف، الهدایه الی فرائض القلوب، اصل نسخه: عربی، تصحیح و تحقیق ابراهیم سالم بن بنیامین یهودا، چاپ بریل، لیدن هلند، 1907م.
* “اوصاف الاشراف” نسخ? نجیب مایل هروی؛ دیگر نسخه‌های معروف این اثر، نسخه تقوی و نسخه شمس است؛ اگرچه نسخه‌های دیگری نیز وجود دارد.
مشخصات کتابشناختی نسخهای که در این پژوهش مبنای کار قرار گرفته، چنین است:
طوسی، خواجه نصیرالدین، اوصاف الاشراف، زبان: فارسی، تصحیح و توضیح نجیب مایل هروی، انتشارات امام، مشهد، 1361ش.

فصل اول:
کلیّات
مقدمه
(قد افلح من زَکَّها)7
آدمیان به حکم فطرت خداجو و کمال‌طلب خویش در پی تعالی و معنویتند و برای گریز از گزند روزمرگی و تعلقات مادی، راهی میجویند و پناهی میطلبند.
در این میان، تهذیب نفس و انس با خالق یکتا، بهترین درمان زخم‌هایی است که روح کمال‌جوی مردمان دنیا‌زده و خسته از تکاثر دنیوی بدان‌ها دچار شده است.
از مهم‌ترین دغدغه‌های بشرِ امروز، پاک‌سازی هوا از آلاینده‌هایی است که سلامت جسم انسان را به خطر انداخته است؛ اما تهذیب روان و پاک‌سازی روح بشر از اخلاق نامطلوب، چه سهمی از دغدغه‌ها و نگرانی‌های آدمیان دارد؟!
انواع ناراحتی‌های روانی، افسردگی‌ها، جنایات مدرن و مواردی از این دست، زنگ خطری است بسیار جدی که به نظر می‌رسد در عصر تکنولوژی، به انداز? لازم بدان‌ها پرداخته نشده است.
تهذیب و پاکسازی نفس یکی از مباحث مهم اخلاق و از ارکان اساسی سیر و سلوک به شمار می‌آید.
آدمی تنها می‌تواند با خودسازی و تهذیب نفس خویش، از مرز حیوانیت برهد و خود را به مقام والا و پرارج انسانی برساند.
صفات رذیله و بیماری‌های نفسانی باعث می‌شود تا عقل و قلب آدمی از دریافت حقایق بازماند.
اهمیت پرداخت به تهذیب نفس تا بدان‌جاست که قرآن مجید بعد از یازده قسم مهم در سوره شمس، یادآور می‌شود که سعادت و رستگاری تنها از آنِ کسانی است که به تهذیب و تزکیه نفس خود بپردازن:. “قَد أفلَحَ مَن زَکَّها”
شخصیت‌های برجسته‌ای همچون ابن‌پقوده در سنت یهودی و خواجه نصیرالدین طوسی در سنت اسلامی ـ که اتفاقاً هم عصر بوده‌اند ـ حدود هفتصد سال پیش، نخبگان دینی‌ای بودند که به تهذیب نفس، توجه ویژه نشان دادند.
شباهت‌های جالبی میان افکار و ایده‌های این دو اندیشمند وجود دارد: هر دو، فیلسوف8 بودند؛ هر دو مدتی به منصب حکومتی قضاوت، اشتغال داشتند؛ هر دو فقیه و محل رجوع مردم در مسائل شرعی بودند؛ و هر دو، سرانجام پس از مشاغل متعدد، در سن پختگی و کمال به تهذیب اخلاق روی آورده، اثر یا آثاری اخلاقی پدید آوردند.
کتاب اخلاقی ابن‌پقوده، “وظایف قلوب”9 و کتاب اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی که در این رساله بدان پرداخته شده، “اوصاف الاشراف”10 است. این دو اثر، بر سنت‌های اخلاقی پس از خود، تأثیرگذار بودند.
1.1. طرح تحقیق
1.1.1. پیشین? موضوع
پیش از آغاز بخش اصلی این پژوهش در مقایسه و تطبیق این دو اثر (الهدای? الی فرائض القلوب و اوصاف الاشراف)، در باب تهذیب اخلاق، به جست‌وجو پرداختم تا سابقه‌ای از آن به دست دهم و در صورت امکان از آن‌ها بهره گیرم؛ امّا متاسفانه در این موضوع، به تحقیق مستقلی دست نیافتیم.
1.1.2. پرسش اصلی تحقیق
پرسش اساسی در این تحقیق این است که دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی مسلمان و ابن‌پقود? یهودی در باب تهذیب اخلاق چیست و چه شباهت‌ها یا چه تمایزهایی میان این دو دیدگاه وجود دارد؟
ویژگی‌ها و امتیازات هر یک از این دو کتاب نسبت به دیگری چیست؟
کدام یک از صبغ? عرفانی بیش‌تری برخوردار است؟
با توجه به این‌که هر دو اندیشمند، فیلسوف بودند، کدام یک صبغ? فلسفی بیش‌تری دارد؟
1.1.3. ساختار تحقیق
این تحقیق در پنج فصل، سامان یافته است:
فصل اول: کلیات: بیان مسأله، پرسش‌های اصلی و فرعی، سابقه و ضرورت تحقیق، و ساختار می‌باشد.
فصل دوم: در این فصل به مفاهیم اساسی پرداخته‌ایم: تهذیب اخلاق، وظایف قلوب، و اوصاف الاشراف.
فصل سوم: معرفی ابن‌پقوده نمایند? یهودیت و مباحث تهذیب اخلاق در یهودیت.
فصل چهارم: معرفی خواجه نصیرالدین طوسی نمایند? اندیشه اسلامی در مبحث حاضر و مباحث تهذیب اخلاق در اسلام.
فصل پنجم: بررسی تطبیقی تهذیب اخلاق در “وظایف قلوب” و “اوصاف الاشراف”.
در پایان نیز به نتیجه‌گیری پرداخته‌ایم.
1.1.4. شیوه تحقیق
اخلاق، بخش جدایی‌ناپذیر رابط? انسان با خدا و دیگر آدمیان است. جایگاهی بسیار اساسی در دین، روابط خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و حتی پزشکی دارد. در رفتار آدمیان با حیوانات و محیط زیست نیز تعیین‌کننده است. زیرشاخه‌های اخلاق را تا هر جا که انسان حضور دارد، می‌توان توسعه داد. از این رو امروزه با عناوین فراوانی در این عرصه روبه‌رو هستیم که مهم‌ترین آن‌ها از این قرار است:
اخلاق بندگی، اخلاق زیستی، اخلاق معاشرت، اخلاق خانواده، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق پزشکی، اخلاق سیاسی، اخلاق حیوانات، اخلاق محیط زیست، اخلاق دانشجویی، اخلاق هنجاری، اخلاق حکمرانی (فرماندهی و فرمانبری)، اخلاق یهودی، اخلاق مسیحی، اخلاق اسلامی و مواردی از این دست.
در این زمینه برآنیم تا با جستجو و کاوش در جنبه‌های پیدا و پنهان دو سنّت یهودی و اسلامی و در آثار دو متفکّر بزرگ و تأثیرگذار این دو دین (ابن پقود? یهودی و خواجه نصیرِ مسلمان) به ریشه‌ها و درون‌مایه‌های مشترکی دست یابیم. اگر این انتظار برآورده نشود، مسلّماً می‌توان در بسیاری از مبانی، همچون ذاتی بودن اصول اخلاقی، کلّی بودن و جاودانگی این قواعد و مشترک بودن این اصول در ضمیر و عقل آدمیان، تردید کرد. تلاش بر آن است که با تطبیق میان دو اثر برجسته این دو متفکّر با توجه به تعلقشان به دو سنّت الاهی به بحث و بررسی بپردازیم. امید آن که نتایج این بحث، دانش‌پژوهان و دانشجویان را مفید افتد.
شیوه‌ای که در این‌جا از آن بهره می‌برم تطبیق این دو اثر (وظایف قلوب و اوصاف الاشراف) در رویکرد آنها به تهذیب نفس است. ابتدا به بیان موضوعات مشابه در هر دو کتاب پرداخته خواهد شد و در عین حال، تفاوت نگاه هر دو اندیشمند در نحو? پرداختن به موضوع ذکر میشود.
موضوعات مشترکی که در تهذیب نفس مورد تأکید هر دو متفکر (ابن پقوده و خواجه نصیرالدین طوسی) است، عبارتند از: توحید، اطاعت و بندگی خدا، توکّل، اخلاص، توبه، محاسبه نفس، زهد، محبت و عشق به خدا، که هر اندیشمند از منظر خود و فضای دینی خویش به این موضوعات به عنوان وسایل و ابزارهای تهذیب نفس، پرداخته است. موضوعات غیرمشترک کتاب وظایف قلوب در دو باب مطرح می‌شود: باب دوم، فی شرح الوجوه الاعتبار بالمخلوقین و فضل نعمه الله علیها؛ و باب ششم، فی شرح وجوه التواضع و الخشوع لله علینا. موضوعات غیرمشترک کتاب اوصاف الاشراف نیز عبارتند از: باب اول، ایمان، ثبات، نیت، صدق، انابت؛ باب دوم، فقر، ریاضت، تقوا؛ باب سوم، خلوت، تفکر، خوف، حزن، رجاء، صبر و شکر؛ باب چهارم، ارادت، شوق، معرفت، یقین و سکون؛ باب پنجم، رضا؛ باب ششم، فنا.
سپس کوشیدهام هر دو متن را به گفتوگویی وارد کنم که از خلال آن، میزان هم‌آوایی و هم‌زبانی این دو اثر، سنجیده شود؛ و در نهایت به کلیّت، عمومیّت، ذاتیّت و جاودانگی اصول اخلاقی‌ای دست یابم که خداوند متعال، آن‌ها را با تمام تفاوت‌های انسانی، در نهاد و عقل هم? آحاد بشر قرار داده است.
امیدوارم حاصل این کوشش، اثری درخور و قابل‌استفاده برای دیگران باشد.
البته نواقص و خطاهایی نیز در کار خواهد بود؛ اما بی‌تردید موجود، با دید? اغماض اهل فضل، این اندازه را بر صاحب این قلم خواهد بخشید.
1.1.5. ضرورت تحقیق
پس از مطالعه ادیان ابراهیمی، در می‌یابیم که به دلیل مشترکات فراوان یهودیت و اسلام در بسیاری از موضوعات اساسی، همچون توحید و یگانه‌باوری، اعتقاد به معاد، و ارسال رسل و مواردی از این دست، به ویژه اصول مشترک در تهذیب نفس، بر دانشجویان و پژوهشگران فرض است که به اندازه لازم و کافی، از آموزههای دینی هر دو دین مطلع باشند. از این رو این تحقیق میکوشد به بخشی از این نیاز پاسخ گوید.
1.1.6. هدف تحقیق
هدف این تحقیق به رغم فاصل? آشکار یهودیان و مسلمانان، این است که نشان دهیم در اصول و شیوههای تهذیب نفس، چنین فاصله‌ای در میان نیست و حتی در موارد بسیار، به دلیل مطابقت و همسانی اصول تهذیب اخلاق در هر دو دین با انسانی فارغ از یهودی یا مسلمان، مواجه میشویم؛ شاید نشو و نمای ابن‌پقود? یهودی در فضای اسلامی اندلس قرن یازده و دوازده میلادی، در این همسانی و هماهنگی بیتاثیر نبوده باشد، اما به نظر میرسد انسان‌ها، فارغ از تفاوت‌هایی که دارند، امیال و نفس مشترک نیز دارند و شیوه‌ها برای تهذیب و پالایش نفس، چندان تمایز و تفاوتی ندارند.

فصل دوم:
مفاهیم اساسی
2.1. تهذیب و اخلاق
2.1.1. تهذیب
2.1.1.1. تعریف تهذیب
تهذیب در زبان عربی از ریشه “هذب” است؛ هَذَّبَ الشیءَ أی نقاه و أخلصه و قیل أصلحه. پاک کردن، خالص کردن و اصلاح نمودن معنای این واژه است.
تهذیب از هَذَّبَ الشَّیءَ أی نَقَاهُ وَ أخْلَصَهُ وَ قِیلَ أصلَحَهُ: به معنای پاک کردن، خالص کردن و اصلاح نمودن است.
“رَجُلٌ مُهَذَّبٌ أی مُطَهَّرُالأخلاق”؛ یعنی کسی را که اخلاق پاکیزه دارد “مهذّب” می‌نامند.
جایگاه تهذیب در اخلاق از این رو است که اخلاق علاوه بر بیان رذایل، به درمان و پاکیزه کردن نفس از رذایل نیز می‌پردازد.11
صاحب معجم مقاییس اللغه می‌گوید: “هاء و ذال و باء در کنار هم کلمه‌ای را تشکیل می‌دهند که بر پاک کردن چیزی از آنچه عیب و نقص برای آن به حساب می‌آید، دلالت دارد”.12
اهل لغت در این باره تهذیب دارند که این معنای (پاکیزه و خالص کردن) از چه ریشه‌ای گرفته شده است. ابن‌منظور می‌نویسد: اصل و ریش? تهذیب از پاک و خالص کردن میوه حنظل از مغز آن و درمان تلخی‌اش گرفته شده است، تا این‌که آن میوه از تلخی درآمده و خوش‌خوراک گردد.13
ابن‌فارس معتقد است که ریش? آن به پریدن و دویدن سریع شیء بازمی‌گردد، به گونه‌ای که تعلق و آویخته شدن چیزی به آن ممکن نباشد؛ یعنی گرفتار عیب و نقصی نمی‌گردد.14
زبیدی صاحب “تاج العروس” از اهل لغت نقل می‌کند که ریشه تهذیب به پاکسازی درختان از شاخه‌های اطراف آن بازگشت دارد، تا رشد و زیبایی آن‌ها بیش‌تر گردد؛ و سپس در پاک کردن، اصلاح و خالص کردن هر چیزی از عیب و نقص و فساد به نحو حقیقت عرفیه استعمال می‌شود؛ چنان‌که نزد اهل فصاحت و ادب، در پاک و خالص کردن شعر و تزیین آن به کار گرفته می‌شود. خود زبیدی عقید? ابن‌منظور را در ریشه‌یابی لغت تهذیب صحیح دانسته، آن را برمی‌گزیند.15

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در لغت‌نامه‌های پارسی نیز همین معانی ذکر شده‌اند: پاکیزه کردن، پاک داشتن، تطهیر، خالص کردن، درست کردن، پیراستن و زدودگی، آراستن و نیز به معنای آراستن شعر، اصلاح کردن درخت، بریدن، تیز رفتن، شتافتن در پریدن، دویدن در سخن و تیز سخن گفتن.16
در این‌جا مراد، پاک کردن، خالص کردن و یا اصلاح نمودن اخلاق یا نفس می‌باشد که در نتیجه، فرد از اخلاق مهذب برخوردار شده، با زدودن رذایل، اخلاق را با جام? فضایل مزین می‌کند.
تهذیب به اخلاق مربوط می‌شود و اخلاق جمع خلق، و خلق، حالت نفس است. بنابراین واژه تهذیب به تنهایی به کار برده نمی‌شود؛ چراکه رساننده مفهوم و مراد گوینده یا نویسنده نیست و شنونده یا خواننده را دچار نوعی ابهام و اغماض می‌کند. به همین جهت تهذیب را به اخلاق و یا نفس اضافه می‌کنند. چنان‌که “تهذیب الاخلاق” عنوان یکی از آثار کلاسیک و البته مهم‌ترین اثر در این زمینه است که آن را به بزرگانی چون یحیی‌بن عدی (280-364 ق)، ابن‌مسکویه رازی (320-421 ق)، ابن‌هیثم (354-430 ق) و ابن‌عربی (560-638 ق) منسوب می‌کنند.17
نکاتی چند در چنین انتسابی مندرج است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از: اوّل: پرداختن به تهذیب اخلاق، از اهمیّت موضوع اخلاق ـ که بیانگر امور نفسانی و باطنی انسان و به تعبیر دیگر است ـ دوم: اهمیت اصلی؛ اخلاق است و تهذیب، صرفاً پیمودن مسیر و شیو? رسیدن به اخلاق نیکو و کسب فضایل است.
در برخی از مردم، اخلاق به صورت غریزه و طبع، موجود است؛ و در برخی دیگر، تنها با ریاضت و تلاش تحقق می‌یابد. علت تفاوت اخلاق و خصایل مردم، نفس است. نفس نیروهایی دارد که انسان را به طور غریزی به سوی ارتکاب رذایل، هدایت و او را از انجام فضایل، منع می‌کند.
در میان انسان‌ها کسانی هستند که طبع آن‌ها عادت‌های نیکو و اخلاق نیکو را نمی‌پذیرد و این از بدی گوهر و پلیدی عنصر آن‌ها است، اما اکثر آدمیان خواهان خلق‌های پسندیده هستند.
موفقیت در این راه و به دست آوردن اخلاق پسندیده، کار آسانی نیست. تهذیب نفس یا تهذیب اخلاق با شیوه‌هایی تقریباً یکسان، مسیری است که بسیاری از عرفا و صوفیه، نشان داده‌اند.
ابن‌مسکویه در آغاز “تهذیب الاخلاق” چنین می‌گوید:
غرضِ ما در این کتاب آن است که برای نفس خود اخلاقی کسب کنیم که افعالی که از آن صادر می‌گردد، همه نیکو و زیبا باشد؛ و با این همه بر ما آسان باشد و مشقت و رنجی در آن‌ها نباشد. این امر به کمک صناعت و به ترتیب تعلیمی امکان‌پذیر است و راه آن این است که نخست نفوس خود را بشناسیم که چه هستند و برای چه در ما به وجود آمده‌اند؟ یعنی کمال و غایت آن‌ها را بدانیم و مَلَکاتِ آن‌ها را دریابیم تا بتوانیم بر این مرتب? بلند، ارتقا یابیم.
همچنین بر ماست بدانیم که چه چیزهایی مانع راه ما در رسیدن به این هدف است و چه اموری این موانع را برطرف می‌سازد، و برعکس، چه اموری آن هدف را فاسد می‌کند، و گمراه می‌سازد تا زیان‌کار می‌گردد.18
در واقع تهذیب نفس، نقش? راهی است که انسانِ با التزام به آن و انجام فضیلت‌ها و با دوری از موانع آن راه(پرهیز از رذیلت‌ها) پسندیده، خود را به درگاه الاهی نزدیک می‌کند.
برای فهم تهذیب نفس، ناگزیریم فهم دقیق و کاملی از نفس داشته باشیم. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که:
نفس چیست؟
پاسخ صاحب “تهذیب الخلاق” چنین است: “در ما چیزی وجود دارد که جسم نیست و اجزای جسمانی هم ندارد، و عَرَض هم نیست و در هستی خود نیازمند هیچ قوّت جسمانی نمی‌باشد، بلکه جوهری است بسیط و نامحسوسِ به حواسّ، که آن را نفس گویند.”19
ابن‌عربی در تهذیب الاخلاق که به وی منسوب است، دربار? نفس و قوای نفس چنین می‌گوید:
“علتی که باعث شده اخلاق و خصایل مردم متفاوت باشد، نفس است. چون نفس سه نیرو دارد که آن‌ها نیز نفس نامیده می‌شوند: 1) نفس شهوانی، 2) نفس غضبی، و 3) نفس ناطق.
هم? خلق و خوها از این سه نیرو (نفس) صادر می‌شوند. به گونه‌ای که برخی از خلق و خوها به یکی از این نیروها اختصاص دارد؛ در برخی از آن‌ها دو نیرو مشارکت دارند؛ و در برخی از آن‌ها هر سه نیرو سهیمند. برخی از این نیروها نیز میان انسان و سایر حیوانات مشترک است؛ اما برخی فقط به انسان اختصاص دارد.”20
2.1.1.2. نیروهای سه‌گان? نفس
1- نفس شهوانیه
ابن‌عربی بر تهذیب نفس شهوانی بسیار تأکید می‌کند و معتقد است نفس شهوانی، بسیار قوی و نیرومند است و اگر انسان با تهذیب بر آن مسلط نشود، آن نفس بر انسان سلطه یافته و انسان را مملوک خود می‌نماید؛ در این صورت، این انسان بیش‌تر به حیوانات شبیه است تا به انسان؛ زیرا همواره اهداف و خواسته‌های او، چنان که عادت حیوانات است، فقط در راه شهوات و لذّت‌ها صرف می‌شود.
نفس شهوانی اگر تهذیب نشود، برای انسان زیان‌آور خواهد بود. شرم و حیای چنین کسی کم، و تعدّی‌گری و تجاوزش زیاد می‌شود؛ با اهل علم، کینه‌ورزی و با اهل زهد و تقوا، دشمنی می‌کند؛ بدکاران را به دوستی می‌گیرد و از همزیستی و هم‌صحبتی با افراد نادان و سفیه، خوشحال می‌شود. بند? نفس شهوانی، گاه برای رسیدن به شهوات و لذّت‌های نفسانی خود، مرتکب فسق و فجور، دزدی، و خیانت می‌گردد و اگر برای وی کسب مال از راه درست میسّر نشود، شهوتش وی را به کسب آن از راه نادرست وادار می‌سازد.
کسی که نفس شهوانی خود را تهذیب نماید، در امیال و مشتهیات خویش عفت دارد؛ و با عزت نفس، از امور زشت و ناپسند دوری می‌کند، و در لذت‌ها راه و روش پسندیده دارد.
بنابراین علت اختلاف رفتارهای اخلاقی مردم که برخی باعفت و برخی بی‌عفت هستند، احوال نفس شهوانی است. به گونه‌ای که اگر این نفس (شهوانی)، تهذیب (پاکیزه و تأدیب) شده باشد، صاحب آن پاکدامن خواهد بود، ولی اگر از تهذیب نفس شهوانی غفلت ورزد، این نفس بر او غالب خواهد شد و او را به انواع بدی‌ها و زشتی‌های شهوی می‌کشاند.
از این‌رو ضرورت دارد که انسان، “نفس شهوانی” خود را تهذیب و پاکیزه کند تا به وادی لذت‌های ناپسند، کشیده نشود.
2- نفس غَضَبیه
این نفس در صورتی که تهذیب نشود، باعث خشم و غضب، جسارت، کم‌صبری و میل به تسلط بر دیگران می‌شود. این نفس در صورت چیره شدن بر صاحب خود، به دلیل توانایی بیش‌تری که نسبت به نفس شهوانی دارد، به صاحب خویش زیان و خسارت بیش‌تری وارد می‌کند.
نفس غضبی در صورت استیلا، فرد را به انسانی تبدیل می‌کند که زود خشمگین می‌شود، زیاد دشنام و ناسزا می‌گوید، پرخاشگری می‌کند، و چه بسا حتی به نزدیکان خود بر سر مسأله‌ای جزئی، با سلاح حمله کند. چنین کسی بیش از آن که به انسان شبیه باشد، به درندگان شباهت دارد.
بنابراین سبب اختلاف مردم در خشم، به اختلاف آنان در احوال نفس غضبی باز می‌گردد. اگر انسان چنین نفسی را تهذیب نماید، شخصی بردبار و باوقار و دارای سع? صدر خواهد شد.
چنین کسی با کنترل نفس غضبی خود، می‌تواند از آن در جاهای درست بهبه ببرد.
3- نفس ناطقه
با این نفس انسان از هم? حیوانات متمایز می‌گردد. این نفس همان است که انسان از طریق آن می‌اندیشد، خوب و بد را تمییز می‌دهد و قادر به فهمیدن می‌گردد.
مهم‌ترین ویژگی این نفس، آن است که انسان با آن می‌تواند هر دو نیروی نفسانی دیگر یعنی (نیروی شهوانی و غضبی) را تهذیب کند. انسان بدون نفس ناطقه، قادر به تهذیب و پاکیزه نمودن نفس شهویه و نفس غضبی? خود نخواهد بود؛ زیرا درک زشتی و زیبایی امور تنها با نفس ناطقه میسّر است. نفس ناطقه به انسان می‌گوید که امور نیکو، پسندیده و امور بد، ناپسند هستند. کسب فضایلی همچون علم و دانش، دور‌اندیشی، مهرورزی، مودّت و محبّت، و یک‌رنگی، با این نفس امکان‌پذیر می‌شود.
رذایل این نفس، عبارتند از: فریب، دورویی، ریا، و شر بودن.
نفس ناطقه در هم? انسان‌ها وجود دارد. اما عدّ? کم شده قادر به تهذیب آن هستند. دسته بزرگی از افراد مغلوب رذایل نفس ناطقه می‌شوند؛ با آن الفت می‌گیرند. برخی دیگر از آدمیان، بخشی از فضایل و بخشی از رذایل، با هم توأم می‌شود و نفس ناطقه در آن‌ها حالت میانه دارد.
عادت‌های زیبا و ویژگی‌های اخلاقی نیکو در برخی از مردم به سبب قدرت عنصری این امور در نفس ناطق? آن‌ها، به صورت طبیعی در می‌آید؛ و در برخی دیگر، عادت‌های ناپسند به سبب ضعف نفس ناطقه و بدگوهری آن، طبیعی می‌شود.
راه دیگر برای تهذیب و پاکیزه نمودن نفس ناطقه، اکتساب آن از طریق مجاورت و مصاحبت با اطرافیان است: افراد کم‌ سن و سال، از رفتار و کردار افراد محیط اطراف خود همچون پدر و مادر، بستگان نزدیک، مربّی، رهبران روزگار و کسانی از دست تأثیر پذیرفته، سجایای اخلاقی آن‌ها را کسب می‌کنند.
بنابراین، اختلاف ویژگی‌های اخلاقی مردم از حیث خیر و شر، دانایی و نادانی، و… به سبب اختلاف قوّ? نفس ناطق? آن‌ها است. به گونه‌ای که اگر نفس ناطق? انسان به درستی تهذیب و تأدیب و تربیت شود و دو نفس دیگر را مهار کند، صاحب آن، خیرخواه، دادگر و نیک‌سیرت خواهد شد.
اگر فرد نفس ناطقه را مهذّب و پاکیزه نگرداند و دو نفس دیگر را نیز رها کند، بدکردار، پلید و نادان خواهد گشت. از این‌رو، بر انسان واجب است که خوب بیندیشد، اخلاق خود را وارسی کند و در میان آن‌ها خلق و خوی‌های زیبا و پسندیده را برگزیدند و تقویت کند؛ و خصلت‌ها و عادت‌های ناپسند و زشت را از خود دور ساخته، نفس‌های ناطقه، شهویه و غضبی? خود را مهذّب و مؤدّب به اخلاق نیکو نماید.
چنین انسانی به حق، شایست? ریاست بر هم? انواع نفس (شهویه، غضبیّه و ناطقه) خود خواهد بود.
معیار اساسی در تهذیب اخلاق و مهار نفس شهوانی و نفس غضبی، تقویت نفس ناطقه است. چون همه امور را این نفس، مدیریت و تدبیر می‌کند.
تهذیب و تقویت نفس ناطقه، با فراگیری علوم عقلی و تربیت ذهن و اندیشه، امکان‌پذیر است. زیرا نفس ناطقه به دیگر سخن، همان نفس عاقله است که حقیقت انسان را شکل می‌دهد. (21)
ارسطو نفس عاقله را جوهری می‌داند که در هم? افراد بشر وجود دارد. (22) از این‌رو ناطقه بودن نفس یعنی عاقله بودن آن، ربط و نسبت آن را با علوم عقلی به خوبی نشان می‌دهد. بنابراین برای تهذیب و تقویت نفس ناطقه، ناگزیریم به تحصیل و فراگیری علوم عقلی بپردازیم.
یحیی‌بن عدی در کتاب “تهذیب الاخلاق” خود از نفس ناطقه، با عنوان “نفس عاقله” یاد می‌کند(23) و بر این باور است که “نفس عاقله” نیرویی الاهی است که در هم? افراد بشر وجود دارد و انسانیّت انسان، با این نفس تعریف می‌شود و از میان دو جزء انسانی (نفس و بدن) نفس شرافت و برتری دارد. (24)
بنابراین منشأ تهذیب نفس که به تهذیب اخلاق منجر می‌شود، عقل است؛ نیرویی الاهی که در همه افراد انسانی وجود دارد. از این‌رو هیچ انسانی در صورت کوتاهی، نمی‌تواند مدّعی شود که ابزار تهذیب نفس را در اختیار نداشته است.
هر انسانی صرف نظر از تفاوت‌های دینی، فرهنگی، نژادی، زبانی و از این قبیل، به دلیل داشتن گوهر عقل که پیمان نفس ناطقه است، قادر خواهد بود به تهذیب و تقویت نفس و در نتیجه به تهذیب اخلاق خود بپردازد.
2.1.1.3. رابط? تهذیب با تزکیه
لغت و ماد? تهذیب در قرآن مجید به کار نرفته است اما به جای آن از “تزکیه”، “تطهیر” و مفاهیم مشابه استفاده شده است.
تزکیه و مفاهیمی از این دست با تهذیب معنای نزدیک و رابط? تنگاتنگی دارد به نحوی که گاه به جای هم به کار می‌روند؛ اما بین آن‌ها مرزهایی نیز وجود دارد که آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند. برخی از لغت‌شناسان، اصل ماد? تزکیه را نمو و رشد بیان کرده‌اند(25)‌ و بعضی علاوه بر نمو و زیادت، آن را مشتمل بر معنای صلاح و طهارت نیز گرفته‌اند. (26)
گروه دیگر میان دو ماد? “ز ک و” و “ز ک ی” فرق گذاشته‌اند و اولّی را به معنای رشد و نمو معنا کرده‌اند. (27) در هر صورت می‌توان گفت ماد? تزکیه در اصل به معنای زایل کردن و دور کردن ناشایست‌ها و بیرون راندن آن‌ها از مواد سالم و شایسته همراه با رشد و زیادتی آن است. (28) اما استعمال این ماده در قرآن، بیش‌تر دربار? پاک‌سازی درون و از بین بردن پلیدی و رذایل نفسانی است.


پاسخ دهید